قطره قطره جمع گردد    وانگهی دريا شود      

   قطره قطره جمع گردد       وانگهي دريا شود       

 ايران ما تاج سر زمينه عکس ماهواره اي ايران

زمان و دمای چالوس

اجزاء وبلاگ

بايگانی قطره قطره

وبلاگ انگليسی من

ايران هيدرولوژی

آشنايی با نگارنده

پست الکترونيک

نظر بازديد کنندگان


سايتهای خارجی

IAH

HEC

WMO

USGS

IAHR

NRCS

GRDC

SAHRA

UNESCO

Hyd. Jobs

Prof. Ponce

Online books

Hyd. Laboratory

بازديدکننده:
Thursday, February 27, 2003

٭ مروری بر خشکسالی
پژوهشی از مهندس بختيار خدری تاژان
دانشجوی دوره کارشناسی ارشد آبخيزداری دانشگاه تربيت مدرس

مقدمه :
زندگي بشر در طول تاريخ و در سراسر جهان همواره در معرض انواع مخاطرات طبيعي قرار داشته كه بخشي از اين خطرات و حوادث ناشي از فعاليتها و فرآيندهاي زمين شناسي و ژئومرفولوژيكي از قبيل زلزله، آتشفشان، زمين لرزه، سيل و غيره بوده اما شمار ديگري از حوادث طبيعي كه از فراواني و گستردگي نسبتا" بيشتري برخوردارند حوادث ناشي از فرآيندهاي آب و هوائي يا بهعبارتي اقليمي ميباشند كه شدت و فراواني اين پديده ها تا حدود زيادي يه موقعيت جغرافيائي محل بستگي دارند، از جمله اين حوادث مي توان از طوفانهاي سهمگين، خشكسالي، بارشهاي سيل آسا، رعد و برق و ساير پديده هاي جوي - اقيانوسي از قبيل النينو و غيره نام برد. در اين ميان خشكسالي از اهميت و گستردگي قابل ملاحظهاي برخوردار است. خشكسالي پديدهاي جهاني است كه تقريبا"مي تواند در هر ناحيه به وقوع پيوندد و منجر به زيانها و هزينه عمده اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي شود كه در سالهاي اخير اين گونه خسارات و هزينه ها افزايش قابل ملاحظه اي داشته اند(فرج زاده، 1374).

بطوركلي بايد گفت كه وقوع خشكسالي از ويژگيهاي اصلي آب و هواي ايران محسوب مي شود كه هم درقلمرو آب و هواي مرطوب و هم خشك قابل مشاهده است. اين حالت در نتيجه وجود نوسانات آب وهوائي شديد در مقياسهاي مختلف زماني حاصل مي شود. ويژگيهاي خشكسالي ايران نشان ميدهد كه بطوركلي هيچ منطقه اي ازكشور، ازاين پديده درامان نبوده و به نسبت موقعيت طبيعي خود اثرهاي اين پديده مخرب را تجربه مي نمايد و بخشهاي جنوبي، شرقي و مركزي كشور به علت نوسانات بيشتر درمقادير بارندگي، از آسيب پذيري زيادتري برخوردار هستند.
خشكسالي يك پديده اجتناب ناپذير است كه تاکنون به كرات در پهنه وسيعي از كشور اتفاق افتاده و در آينده نيز شاهد خواهيم بود، و تنها درصورت برنامه ريزي و مديريت كافي است که مي توان از خسارت وارده ناشی از آن كاست. خشكسالي حادثه اي طبيعي و پديده اي آرام و مرموز است كه به اعتقاد بسياري داراي مكانيسمي پيچيده بوده و نسبت به انواع ديگر حوادث طبيعي ماهيت آن كمتر شناخته شده است. اثرات خشكسالي در وهله نخست بر بخش كشاورزي و منابع طبيعي به دليل وابستگي مستقيم به رطوبت ناشي از بارندگي تأثير مي گذارد و در نهايت آثارش بر منابع آب سطحي و زيرزميني بروز می کند.
اثرات خشكسالي به دو دسته مستقيم و غير مستقيم تقسيم مي گردد. اثرات مستقيم آن بصورت كاهش توليد در اراضي كشاورزي، مراتع و جنگلها، افزايش آتش سوزي، تخليه آب از منابع سطحي و زيرزميني، افزايش نرخ مرگ و مير دامهاي اهلي و حيات وحش بروز مي نمايد. اثرات غير مستقيم خشكسالي كه بسيار مؤثرتراز اثرات مستقيم آن است عبارتند از: كاهش درآمد كشاورزان و دامداران، كاهش درآمد مالياتي دولت، افزايش هزينه هاي حمل و نقل علوفه و آب شرب، افزايش جرائم، مهاجرت و. . .
خشكسالي پديده اي است كه هر چند سال يكبار و در نتيجه كاهش ميزان بارندگي در نقاط مختلف جهان به وقوع مي پيوندد و چنانچه كشاورزي پايدار نتواند در برابر اين پديده مقاومت كند قحطي به وجود خواهد آمد (Karms.Arma-1990 ) كاهش ميزان بارندگي وافزايش دما هريك به تنهايي ويا به كمك هم مي توانندموجب خشكسالي شوند (G.T.Miller-1991 ). بنا به اعلام دفتر هواشناسي ايالات متحده خشكسالي آنگاه به وقوع مي پيوندد كه ميزان بارندگي براي يك دوره21 روزه يا بيشتربه ميزان30 درصد ميانگين نزول كند (Oliver s.owen-1995 ).
خشكسالي نيز مانند سيل، قحطي، امراض و آفات، جوامع رادر كليه سطوح توسعه اقتصادي مورد مخاطره قرار مي دهد. هيچ كشوري از برخورد با مسايل آن براي تهيه آب و غذا مصون نيست( رستميفر.ف-1376 ).

پيش بيني خشكسالي بعنوان مهمترين راهكار مقابله و كاهش خسارات ناشي از خشكسالي مي باشد. لذا بررسي شاخص هاي تعيين خشكسالي مي تواند براي انجام اين مهم ضرورت يابد.

تورنتوايت (1947) معتقد است كه خشكسالي را ميتوان از مقوله هاي مختلف مانند خشكسالي هيدرولوژيك،خشكسالي آب وهواشناسي، خشكسالي كشاورزي و خشكسالي اقتصادي بررسي نمود و تنها كمبود بارش نميتواند گوياي خشكسالي يك منطقه باشد بلكه بارش مؤثر بايد در نظر گرفته شود.
سازمان يونسكو تاثيرات جهت كوهها در افزايش و كاهش خشكسالي را بررسي كردهاند و مشخص شد كه در مناطق مرتفع و مناطق با ارتفاع متوسط، اختلاف بارندگي بين شيبهاي در جهت باد وشيبهاي درخلاف جهت باد بسيار متفاوت است (وزارت جهاد كشاورزي 1372 )، وجهت دامنه ها روي تأخير در ذوب برف ناشي از تفاوت حرارتي، رطوبت خاك و در نتيجه پوشش گياهي و همچنين نوع فرسايش تأثير ميگذارد ( سلاجقه ،1373).
ناتهن و مك ماهون ( 1993) درجنوب شرقي استراليا (سيكارودي، 1374 ) ، ميمكو و همكاران (1993 ) در يونان ( دين پژوه،1372) ،ليو و همكاران ( 1996 ) در فلوريدا ( فرجزاده،1374) و كارسيا- مارتينو و همكاران(1996 ) در پورتوريكو (قاسمپور ، 1374) ،بارندگي متوسط ساليانه را به عنوان عامل مؤثر در جريان حداقل به كار بردهاند.
وفاخواه در سال 1377 از جريانهاي حداقل براي تعيين خشكسالي استفاده كرد. ايشان در اين مطالعه با بررسي كليه ايستگاههاي موجود در حوزه درياچه نمك، 22 ايستگاه هيدرومتري مناسب انتخاب و سپس جريانهاي 1، 7، 15 و 30 روزه هر يك از ايستگاهها با استفاده از آمار دبي روزانه و ترسيم منحني هاي تداوم جريان ساليانه را برآورد كرد. ايشان از ميان روشهاي برآورد جريانهاي حداقل در مناطق فاقد آمار كافي، آناليز منطقهاي جريان حداقل را انتخاب نمود، همجنين براي تعيين مناطق همگن با استفاده از روش تجزيه و تحليل خوشهاي در حوزه آبخيز درياچه نمك 5 منطقه همگن تشخيص داده شد، كه روش تجزيه و تحليل تفكيكي نشان داد كه اين 5 منطقه همگن كاملا" متمايز از يكديگر ميباشند و متوسط بارندگي ساليانه مهمترين متغيري است كه مناطق همگن را از هم تفكيك ميكند(وفاخواه- 1379).
حجاري زاده و همكاران مقاله اي با عنوان مدل پيش بيني خشكسالي در كرمان، ارائه نمودند. ايشان براي بررسي خشكسالي در كرمان از دادههاي بارش كليه ايستگاههاي موجود استفاده كرده و مشخص شد منطقه كه در 40 درصد سالهاي مورد مطالعه درگير پديدة خشكسالي بوده در حالي كه فقط در 7/16 درصد موارد داراي مازاد آب بوده است. بر طبق مدلسازي بارش وخشكسالي، روندخشكسالي دراين استان درحال افزايش مي باشد(حجاريزاده - 1379).
علي حسني ها و همكاران، مقاله اي با عنوان بررسي وضعيت خشكسالي بر اساس تعدادي از شاخصهاي آماري در استان زنجان را تهيه كردند. در اين تحقيق وضعيت خشكسالي و روند آن در استان زنجان به وسيله آمار 30 ساله ايستگاه سينوپتيك زنجان انجام شد و خشكسالي بر اساس چهار شاخص آماري: شاخص درصد از بارش ميانگين، شاخص انحراف از ميانگين، شاخص كلاسه بندي بارش و شاخص توزيع استاندارد استفاده شد. شاخص هاي فوق در حالت كلي با همديگر همخواني داشته و براساس ميانگين هاي متحرك روند خشكسالي در استان زنجان رو به افزايش بوده كه به تدريج بر دوره تداوم و شدت آن افزوده مي شود( حسني ها - 1379).
قطره ساماني مقاله اي با عنوان بررسي روند خشكسالي در استان چهارمحال بختياري ارائه نمود. ايشان 11 ايستگاه كه داراي آمار طولاني مدت بود را انتخاب كرد و پس از بررسي هاي آماري مشخص شد كه در سال 60 - 59 خشكسالي شديد در اين استان رخ داده و با ترسيم نقشه توزيع خشكسالي استان، مشخص شد كه ميزان شدت خشكسالي از شرق به غرب و از شمال به جنوب استان، كاهش مييابد( قطره ساماني – 1379).
پر همت و همكاران مقاله اي با عنوان بررسي روند خشكساليها و ترسالي ها در حوزه كارون ارائه نمودند. آنها در اين تحقيق ميزان جريان خروجي و بارندگي دراز مدت حوزه را به منظور بررسي روند خشكساليها و ترساليها مد نظر قرار داد. در اين مطالعه طول دوره هاي خشكسالي و توالي تكرار آنها و نيز شدت خشكسالي با استفاده از روش ميانگين متحرك بررسي گرديد، همچنين با استفاده از بيلان بارش و جريان خروجي، تأثير كاهش ميزان بارش سالانه بر دبي جريان حوزه تجزيه و تحليل گرديد. از نتايج اين مطالعه آن كه مشخص شد، در اهواز يك دوره خشكسالي در اوائل دهه 1330 ديده شده است و نيز در پل شالو و شهركرد خشكسالي از اوائل دهه 1330 شروع و تا اواسط دهه 1350 ادامه داشت ( پرهمت – 1379).
نيكپور در سمينار كارشناسي ارشد به بررسي خشكسالي در چند حوزه آبخيز استان مازندران پرداخت. ايشان پس از بررسي هاي اجمالي از ميانگين هاي متحرك 5، 7 و9 ساله به اين نتايج رسيدند: خشكسالي هيدرولوژيكي در دو ايستگاه پلور و كره سنگ از يك روند مشابه (منفي) پيروي مي كند اما شروع و خاتمه خشكسالي اقليمي براي اين دو ايستگاه كاملاً متفاوت مي باشد. خشكسالي اقليمي در غرب استان زياد مشهود نيست و روند آن نشان دهنده حالت نرمال بوده و در بعضي سالها خشكسالي معمولي را نشان مي دهد. از نظر هيدرولوژيكي غرب استان داراي يك دوره خشكسالي ملايم وطولاني بوده ولي براي مركز و شرق استان نشان دهنده دوره هاي خشك شديد در چند سال اخير مي باشد(نيكپور- 1380).

به منظور مطالعه و بررسي خشكسالي از شاخص تحليل داده هاي بارندگي كه در كشور ما به راحتي قابل دسترس مي باشد ( ثبت داده هاي بارش به سادگي قابل اجرا مي باشد) استفاده مي شود.

جهت تعيين ايستگاه هاي مناسب در تجزيه و تحليل از فاکتورها ی زير استفاده مي شود:

الف- ايستگاه داراي آمار طولاني مدت باشد.
ب- ايستگاه هاي موردنظر پراكنش مناسبي در سطح منطقه داشته باشد.
شاخص هاي مورداستفاده جهت بررسي خشكسالي براساس داده هاي بارندگي عبارتنداز: الف- شاخص درصد از بارش ميانگين(DIX) ب- شاخص كلاسه بندي دامنه بارش ج- شاخص بارندگي استاندارد(SPI) د- شاخص ميانگين متحرك
شاخص درصد از بارش ميانگين(DIX) با توجه به فرمول1
Dix = Pi / P * 100 : فرمول 1
DIx = شاخص درصد از بارش ميانگين
Pi = بارش سال مورد نظر
P = ميانگين بارش سالانه بلند مدت
و شاخص بارندگي استاندارد (SPI) با توجه به فرمول2
فرمول 2 : SPI = (Pi-P) / S
SPI = شاخص بارندگي استاندارد
Pi = بارندگي سال مورد نظر
P = ميانگين بلند مدت بارندگي
S = انحراف معيار بلند مدت بارندگي

محاسبه ميشود.

تعاريف خشكسالي

بيشتر تعاريفي كه در مورد خشكسالي عنوان مي گردد قابليت انطباق زراعت با شرايط اقليمي را مدنظر قرار می دهد. مثلاً يك مرتع دار روي مرتع اصلاح شده اي كه توزيع بارندگي به صورت نرمال و به ميزان هزار ميلي متر بارش ميانگين در سال مي باشد, با آسودگي خاطرگوسفندخود را به چرا مي برد. در صورتي كه بارندگي روي مرتع در يك سال به 750 ميلي متر كاهش يابد، عليرغم اينكه سال قبل نرمال بوده، براي مرتع دار سال خشك محسوب مي شود.
براي مرتع دار ديگري كه در يك ناحيه نيمه خشك كار مي كند و در آن منطقه ساليانه بطور متوسط 300 ميلي متر بارندگي نازل مي شود، بارش750 ميلي متر درسال بعنوان يك ركورد سال مرطوب و پر باران در نظرگرفته مي شود ومرتع دار در اين ناحيه با توجه به باران اضافي كه مشكلاتي نظير غرقاب شدن مرتع و خيس بودن خاك، تهيه محل سرپوشيده براي دام و انبار كردن محصول، گل آلود بودن جاده و مشكلات شخم و نيز برداشت محصول زيرباران بوجود مي آورد از بارش اضافي خشنود نخواهد بود.
بطوركلي در مناطق خشك ونيمه خشك با توجه به وضعيت اقليمي، تطابق كشاورزي سنتي با آب وخاك و متوسط اقليمي صورت گرفته و تجارب شخصي روستائيان وسنتهاي قديمي به آنها مي آموزد چگونه با تغييرات جزئي در شرايط جوي از خطرات خشكسالي اجتناب كنند.
با اين وجود گاهي وضعيت هوا Weather آنچنان نسبت به متوسط اقليمي standard Climatological تفاوت دارد كه دردسرهايي براي كشاورز ومرتع دار بوجود مي آورد.
خشكسالي پديدهاي اقليمي و طبيعي است كه متناسب با تغيير شرايط اقليمي از وضعيت مورد انتظار مي تواند شدت و ضعف داشته باشد. براي خشكسالي تعاريف مختلفي ارائه شده است
هواشناسان خشكسالي را بارش كمتر از حد معمول كه منجر به تغيير الگوي آب و هوائي مي گردد، تعريف مي كنند.
متخصصين علم كشاورزي، خشكسالي را زماني كه رطوبت خاك از نياز واقعي محصول كمتر بوده و منجر به خسارات در محصول مي گردد، مي دانند. بنابراين چنانچه عدم موفقيت در توليد محصول در ارتباط با بي نظمي يا كاهش بارندگي باشد، به عنوان خشكسالي كشاورزي مطرح ميگردد.
هيدرولوژيست ها هنگامي كه سطح تراز ذخائر آبهاي سطحي و زيرزميني از حد معمول خود پايين تر مي افتد را خشكسالي معني مي كنند.
متخصصين اجتماعي و اقتصادي نيز وقوع خشكسالي را زماني ميدانند كه كمبود آب براي نيازهاي بشر موجب ناهنجاريهاي اجتماعي و اقتصادي مي گردد. گاه يك دورة كوتاه چند هفته اي خشكسالي موجب صدمات جدي مي گردد و گاه يك دوره طولاني خشكسالي مي تواند صدمات زيادي به همراه نداشته باشد و اين مطلب بيانگر آن است كه با برنامه ريزي صحيح براي مطالبات آب مي توان ريسك خسارات خشكسالي را به صورت قابل توجهي كاهش داد.

بعضي از تعاريف خشكسالي كه با توجه به عامل بارش معرفي شده اند به شرح زير است:

الف - كمتر از 5/2 ميلي متر بارندگي در 48 ساعت .
ب - بارندگي در طول هفته نصف نرمال يا كمتر باشد .
ج - در يك دوره10 روزه بارندگي از 5 ميلي متر بيشتر نباشد .
د - در 15 روز بارندگي نداشته باشيم .
و - در21 روز يا بيشتر باران كمتر از 30 درصد نرمال باشد .

به نظر مي رسد هيچ يك از تعاريف فوق با شرايط آب و هوايي كشور ما تناسب نداشته باشد و اين تعاريف در مناطق مرطوبي در جزيره انگليس، اروپا و شمال آمريكا بيشتر مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
در منطقه ايران كه يك فصل و گاه 5 ماه از سال هيچگونه بارشي ديده نمي شود تعيين ضريب خشكسالي بصورت دوره هاي كوتاه مدت چند روزه مقدور نيست .


در حقيقت در مناطق خشك و نيمه خشك اگر باران خارج از فصل ببارد نه تنها مفيد نيست بلكه خساراتي نظير سيل يا خرابي مرتع به همراه دارد. در چنين مناطقي اگر در فصل بارش به فواصل زماني معين بارش نداشته باشيم بطوريكه رشد گياه تداوم نيابد و يا شروع بارانهاي بهاري با تاخير همراه باشد خشكسالي پيش بيني مي گردد. در تعاريف خشكسالي كشاورزي تنها عامل بارش نمي تواند تعيين كننده شاخص باشد .

راسل در 1896 اظهار داشت كه خشكسالي استراليا يا خشكسالي انگلستان كاملاً متفاوت است و اين تفاوت براي هواشناسان قديمي استراليا كه قبلاً در انگلستان بوده و به آب و هواي آنجا آشنايي دارند كاملاً محسوس است. وي اضافه مي كند علاوه بر تغييرات بارندگي در تعيين شاخص خشكسالي بايستي گرماي زياد و بادهاي خشك كننده گياه را نيز در نظر گرفت. اكوچف در اواخر قرن نوزدهم، ترانسو و Vysotsky در 1905 شاخص P/E را براي تخمين خشكسالي بكار برده و اهميت تبخير را در بررسي خشكسالي مورد تاكيد قرار داده اند .
استفاده از ميانگين دما توسط Kolostrov ( 1925 )، سيليانينوف و تورنت وايت توصيه شده است. البته كاربرد مدلهايي كه بر اساس درجه حرارت معرفي شده اند خارج از محيطي كه تجربه شده اند چندان موفق نبوده و بايستي با احتياط بيشتري از آنها استفاده نمود. با وجود اين اگر آمار كنترل شده بمدت طولاني در اختيار باشد اين مدلها در تكميل اطلاعات خشكساليها بسيار موثر هستند.
تلاشهايي بعمل آمده تا اندازه گيري كمبود اشباع نيز كه شاخص خوبي براي درجه خشكي جو مي باشد در فرمولهاي رطوبت بكار رود. نمونه اي از اين شاخص ها روابط نوع دلتون Delton است كه توسط پژوهشگران زيادي براي تخمين تبخير از سطح آزاد آب بكار رفته است.
خشكسالي جوي به خشكي غير معمول هوا گفته مي شود و تعاريف زيادي با استفاده از پارامتر كمبود اشباع براي طبقه بندي خشكسالي جو بكار رفته است .
در خشكسالي كشاورزي موضوع به شاخصهاي خشكسالي كشاورزي محدود مي شود كه نشان دهنده درجه يا مقدار تاثيرپذيري گياه به كمبود غيرمعمول رطوبت خاك است. كمبود رطوبت ممكن است از كاهش غيرعادي آب در خاك و يا نياز رطوبتي زياد گياه بصورت غيرمعمول ناشي شده باشد.
در حاليكه كاهش توليد آب براي چهارپايان معمولاً يك جنبه از خشكسالي كشاورزي را نشان ميدهد ولي در واقع اين مشكل جدا از مسائل كشاورزي است. زيرا اين نوع كمبود آب هيچگونه ارتباط اوليه اي به رطوبت خاك ندارد. مي توان كمبود آب براي چهارپايان را در واقع نوعي خشكسالي هيدرولوژيكي بحساب آورد كه با خشكسالي كشاورزي فصل مشترك دارد.
علت جدا كردن بحث خشكسالي كشاورزي از خشكسالي هيدرولوژيكي اين است كه در مطالعه خشكسالي كشاورزي، باران موثر بعنوان بخشي از باران كه بتواند در ناحيه ريشه نفوذ كند مورد نظر مي باشد در حاليكه در خشكسالي هيدرولوژيكي باران موثر بخشي از بارندگي است كه به ناحيه ريشه در خاك نفوذ نمي كند بلكه در سطح زمين يا در زير زمين جاري شده و به افزايش آب در چشمه ها، جويبارها، درياچه ها و حوضچه ها مي انجامد.

خشكسالي عبارت است از كمبود بارش در دوره اي بلند مدت به نحوي كه باعث كمبود رطوبت در خاك و سبب كاهش آبهاي جاري شود و بدين طريق روند طبيعي فعاليتهاي انساني، حيات گياهي و زندگي جانوري را بر هم ميزند. در اقاليم مختلف مدت زماني كه لازم است از آخرين بارش بگذرد تا آب رودخانه و رطوبت خاك كاهش محسوسي پيدا كند يكسان نيست بنابراين نمي توان تعريف دقيق و فراگيري از خشكسالي ارائه كرد (براتيان، 1379).

آقاي بارو خشكسالي را اينگونه تعريف كرد: محيطي كه به صورت موقتي دچار كمبود چشمگير رطوبت است.

از نظر آقاي پالمر خشكسالي عبارت است از : كاهش رطوبت مستمر و غير طبيعي، واژه مستمر به استمرار حالت كمبود و واژه غير طبيعي به انحراف شاخص مورد نظر از شرايط طبيعي يا ميانگين اطلاق مي شود، به صورت ديگر و سادهتر خشكسالي را ميتوان دورهاي دانست كه در آن مقدار بارش نسبت به ميانگين درازمدت آن كمتر باشد (1991، Palmer).

بنا به اعلام دفتر هواشناسي ايالات متحده خشكسالي آنگاه به وقوع مي پيوندد كه ميزان بارندگي براي يك دوره21روزه يا بيشتر به ميزان30درصد ميانگين نزول كند(Oliver.Owen– 1995).

لينسلي و فرانزيني (1987) خشكسالي را در يك دوره زماني با ميزان بارشي كمتر از معمول همان منطقه تعريف ميكنند( Linsley , 1987 ).

هاچكي (1959) خشكسالي را دورهاي با هواي غير معمول خشك كه به حد كافي با فقدان يا كمي آب به علت عدم تعادل هيدرولوژيك روبرو است تعريف ميكند.

بران و راديره (1985) در گزارش سازمان هواشناسي جهاني كاهش در مقدار بارندگي را كافي ندانسته و خشكسالي را به عنوان يك رخداد مستمر و ناحيهاي با قابليت دسترسي به آب طبيعي، زير شرايط ميانگين اطلاق ميكنند كه ميتوانند هر يك از فرمهاي بارندگي، جريان رودخانه و يا آب زيرزميني را در برگيرد.

سابرامانيام ( 1967 ) تعريف زير را براي خشكسالي ارائه ميكند: خشكسالي هواشناسي حالت بدون بارندگي براي دوره گستردهاي است كه در آن ميبايست بارندگي بر اساس موقعيت و فصل صورت گيرد، در حاليكه كشاورزان آن را به عنوان كمبود آب براي محصول خود در نظر ميگيرند.

تورنتوايت ( 1947 ) معتقد است، تعريف خشكسالي نميتواند تنها با كمبود بارش در يك منطقه همراه باشد بلكه شدت تبخير را نيز بايد مد نظر قرار داد.

ديكون و همكاران ( 1985 ) نيز تنها ميزان بارش را كافي ندانستهاند بلكه بارش مؤثر را كه ميتواند در كشاورزي مورد استفاده قرار گيرد عنوان ميكند.

اثرات خشكسالي

حيات پوياي زيست بومها بر اساس گردش ماده و انرژي در آنهاست. در ميان مواد مورد نياز زيستبومهاي طبيعي (جنگلها، مراتع، رودخانهها، درياچهها) و انسان ساخت (شهرها، روستاها، مزارع) بدون شك آب از جايگاه و اهميت ويژهاي برخوردار است. بنابراين كمبود آب و يا آلوده شدن آب جاري در هر محيط مي تواند سلامت كل اجزاء آن را مختل مي سازد. با كم شدن آب در يك نظام حياتي، چنانچه ميزان جمعيت و فعاليت نيز كاهش يابد اتفاق ناگواري رخ نخواهد داد ليكن واقعيت اين است كه جمعيت فرآينده هر روز بلكه هر ساعت نيازمند آب و غذاي بيشتر، بهداشت و ديگر ملزومات حياتي است در چنين شرايطي است كه مجموعه محيط زيست طبيعي و انساني تحت تأثير خشكسالي آسيب خواهد ديد. خشكسالي اثرات و پيامدهاي ناگواري براي انسان و مجموعه حيات برروي سياره زمين دارد. در جريان خشكسالي شديدي كه طي دهه 1970 در ساحل رخ داد، سالانه بطور متوسط 23000 نفر جان خود را از دست دادند و4/24 ميليون نفر دچار خسارتهاي مختلف گرديدند. گروه زيادي از مردم نيز به صورت پناهندگان زيست محيطي ناگزير از ترك محل زندگي خود شدند(Idem,1995 ). برخي از آثار سوء خشكسالي در بخشهاي مختلف به شرح زير خلاصه ميگردد:

ساختار زمين

با وقوع خشكسالي ميزان برداشت از آبهاي زيرزميني شدت مييابد افزايش ناگهاني برداشت آبهاي زيرزميني موجب تغيير ساختاري لايههاي زمين و نهايتا" نشست زمين(Land subsidence) مي گردد.
جنگل ها
جنگلها به لحاظ اينكه در معرض آتش سوزي قرار دارند از زيستبومهاي حساس در برابر پديده خشكسالي مي باشند در اواسط تيرماه سال 1378 بخشي از پوشش جنگلي تالاب گاوخوني كه در مناطق كويري استان اصفهان واقع گرديده دچار آتشسوزي شد كه با توجه به شرايط ويژه تالاب در فصل تابستان كه احتمال حضور عامل انساني را در منطقه ضعيف ميسازد انتساب اين آتشسوزي به گرماي بيش از حد هوا چندان دور از واقعيت نميباشد.
مراتع
مراتع نيز از جمله آسيبپذيرترين زيست بومهاي طبيعي در برابر خشكساليهستند. وقوع آتشسوزي مي تواند به پوشش گياهي مراتع آسيب رسانده و ميزان برداشت علوفه را كاهش دهد. خشكسالي1378 در 6.6 ميليون هكتار مراتع استان اصفهان باعث كاهش علوفه به ميزان 20 درصد گرديد كه خسارتهاي مالي آن بيش از 24 ميليارد ريال برآورد گرديده است(مدير كل منابع طبيعي استان اصفهان، 1378).
منابع آب
خشکسالی باعث كاهش ميزان آب در رودخانهها، تالابها و درياچهها می گردد بعنوان مثال در جريان خشكسالي سال 78 نيز جريان آب به تالاب گاوخوني كاملا" قطع گرديد به طوري كه سطح تالاب از نمك پوشيده شد و حتي يك قطره آب نيز در آن وجود نداشت.
حيات وحش
زندگي جانوران وحشي نيز به وجود آب و ديگر عوامل اقليمي وابسته است. برخي جانوران وحشي مانند پرندگان ميتواند از طريق مهاجرت و يا تغيير در رفتار خود از زيانهاي ناشي از كم آبي مصون بمانند، ليكن آبزيان، خزندگان، حشرات و چرندگان محكوم به تحمل شرايط محيط زيست خود مي باشند. کاهش ميزان شديد آب در رودخانه ها, تالاب ها ودرياچه هاموجب محدود شدن شرايط زيستی و حتی مرگ ومير آبزيان می گردد. به دنبال خشكسالي 1988 در حوضه ميسيسيپي در ايالات متحده آمريكا و تشديد اثرات آلودگي آب نه تنها تعداد ماهيان و مرغابيان به كمترين حد خود در قرن حاضر رسيد بلكه اثرات اين پديده بر روي توليد مثل جمعيت مرغابيان در آمريكاي شمالي نيز آشكار گرديد. اردكهاي ايالات متحده 66 ميليون قطعه برآورد شد كه اين رقم 8 ميليون كمتر از سال قبل (1987) و دو برابر كمتر از تعدادي بود كه تاكنون ثبت شده بود (Oliver.S .Owen,1995). در كشور ما مطالعات مربوط به حيات وحش تقريبا" منحصر به مناطق حفاظت شده مي باشد كه در مجموع بيشتر از 5% از مساحت كشور را پوشش نمي دهد. درسال جاري برخي تغييرات ناشي از خشكسالي به صورت كم شدن آب چشمهها، كاهش پوشش گياهي، كاهش ميزان تخمگذاري پرندگان، افزايش ميزان تلفات در جوجهها و حتي مهاجرت حيات وحش در مناطق حفاظت شده استان اصفهان مشاهده و گزارش شده است(اداره كل حفاظت محيط زيست استان اصفهان).
كشاورزي
بخش عمدهاي از آبهاي موجود صرف فعاليتهاي كشاورزي مي شود. در كشور بيش از 90% آبهاي موجود در بخش كشاورزي به مصرف مي رسد. به همين سبب با كم شدن ميزان آب در اثر وقوع خشكسالي بيشترين آسيب متوجه اين بخش از فعاليتهاي اقتصادي ميگردد كاهش ميزان محصول بر اثر هجوم آفتها و تشديد اثرات استفاده از آفتكشها از مهمترين و شناخته شده ترين اثرات خشكسالي بر بخش كشاورزي به شمار ميآيند. در نتيجه وقوع خشكسالي در حوضه ميسيسيپي در سال 1988 ميزان برداشت ذرت و سويا به ترتيب 30 و 35 درصد كاهش يافت (1995، Oliver. S. Owen). در كشور ما خشكسالي موجب كاهش 6 ميليون تن فرآوردههاي كشاورزي به ارزش 800 ميليارد تومان گرديده است (وزير كشاورزي، روزنامه اطلاعات، 22 شهريور). با وجود اينكه بخش زيادي از منابع آب موجود در بخش كشاورزي به مصرف رسيده و اين بخش از فعاليتهاي انساني آسيبپذيري زيادي در برابر خشكسالي دارد به علت گستردگي عرصههاي كشت و فزوني تعداد بهرهبرداران از منابع آب، اثرات خشكسالي در اين مورد بازتاب چنداني نمي يابد.


شاخص هاي تعيين خشكسالي

همانطور كه قبلا" ذكرشد با توجه به زمينه فعاليتهاي محققان رشته هاي مختلف، تعاريف ويژه اي از خشكسالي ارائه شده كه در نهايت موجب طبقه بندي وتفكيك اين پديده شده است . اين امر سبب گرديده است كه روشهاي مطالعاتي خاصي با توجه به شاخص هاي مورد توجه همچون بارندگي، رطوبت خاك، جريانهاي سطحي، مخازن زيرزميني، خسارتهاي اقتصادي و… ابداع و ارائه گردد. در مطالب ذيل بطور اجمالي روشهاي مطالعه خشكسالي و شاخص هاي هريك از آنها به تفكيك مورد بررسي قرار مي گيرد.

روش مطالعه بيلان آبي

با توجه به اينكه يكي از مهمترين زمينه هاي تاثيرگذار خشكسالي، ميزان رطوبت خاك مي باشد، اين مسئله بخشي از مطالعات مربوط به خشكسالي را به خود اختصاص داده است. نظر به تاثير اين عامل در رشد گياهان و هرگونه فعل و انفعال بيولوژيكي، اين مسئله تحت عنوان خشكسالي كشاورزي قلمداد مي گردد كه در مطالعه آن عمدتا" تغييرات رطوبت خاك در طي دوره هاي خاصي كه گياه نيازمند آن رطوبت مي باشد، مد نظر قرار مي گيرد. عمده شاخص هايي كه براي بيان اين حالت خشكسالي بكارگرفته مي شوند، سعي دارند بيلان آبي خاك را شناسائي و تبيين نمايند. بطوركلي براي محاسبه بيلان آبي، روشهاي مختلفي وجود دارد كه بيشتر آنها از محاسبه تبخير و تعرق بالقوه استفاده مي كنند. در مطالب ذيل دو نوع شاخص مهم كه در اين زمينه مورد استفاده محققان است، بطور اجمال ذكر مي شود.

شاخص تورنت وايت

مدل بيلان آبي تورنت وايت، اختلاف بين بارش و تبخير را در نظرگرفته و بيلاني از كمبود يا مازاد آب را ارائه مي كند. اولين لازمه مطالعه اين مدل، ظرفيت نگهداري آب در خاك در رابطه با نوع خاك و كاربري اراضي مي باشد. مازاد آب مي تواند به راحتي تحت عنوان روانآب محاسبه شود. محاسبه كمبود رطوبت بسيار مشكل است چراكه تبخير و تعرق واقعي با حجم آب خاك تغيير پيدا مي كند، در مدل تورنت وايت، ميزان تبخير و تعرق از بارندگي با توجه به ميزان آب قابل دسترس باقي مانده در خاك، محاسبه مي گردد. هنگامي كه بارش كمتر از تبخير و تعرق بالقوه باشد، تبخير و تعرق واقعي با بارش به اضافه هر مقدار رطوبت خاك كه تبخير يا تعرق پيدا كند، برابر مي شود.
در شاخص تورنت وايت، تبخير و تعرق بالقوه با استفاده از ميانگين دما محاسبه مي شود. اين مدل مي تواند براي ارزيابي شرايط انعطاف پذيري آبياري، مورد استفاده قرار گيرد و اطلاعاتي در رابطه با حجم آب مورد نياز در هر زمان ارائه كند و شاخص مشخصي از خشكسالي را ارائه دهد. ارزش هاي محاسبه شده وقتي با مازاد آب در فصل هاي ديگر مقايسه شود، نشان مي دهد كه آيا رطوبت كافي كه در طي فصل موجود بوده، اجازه آبياري را مي دهد يا نه؟ در همان زمان، تعيين تغييرات ذخيره رطوبت خاك روزانه، اطلاعات باارزشي از رطوبت خاك را در زمان هاي مختلف براي استفاده در جدول زماني و مقدار آبياري براي اجتناب از رخداد هر نوع خشكسالي كه ميزان محصولات كشاورزي را محدود خواهد كرد، ارائه مي دهد.

شاخص پالمر

اين شاخص يكي از مهمترين روش هاي مطالعه خشكسالي از طريق محاسبه بيلان آبي است كه بطور گسترده در آمريكا و ساير كشورها مورد استفاده قرار گرفته است. شاخص مذكور نيازمند تحليل هاي آب و هوايي درازمدت به منظور محاسبه پنج ثبات يا ضريبي مي باشد كه ويژگي هاي رطوبتي ويژه اي از آب و هواي منطقه را تعريف مي كند. در اولين مرحله، محاسبه اين شاخص نيازمند مطالعه بيلان آبي ماه به ماه براي درازمدت (مثلا" 30 سال يا بيشتر) مي باشد، پالمر مدل دولايه اي خاك را به كار گرفت و از طريق شاخص تورنت وايت تبخير و تعرق را محاسبه مي نمايد، با اين وجود، شاخص مذكور روش خاصي را براي محاسبه تبخير و تعرق بالقوه نياز ندارد. نتايج تحليل هاي درازمدت، مجموعه اي از ارزشهاي شاخص خشكسالي را به دست مي دهد كه از 6- تا 6+ در تغيير است، ارزش صفر در اين شاخص بيانگر شرايط طبيعي منطقه بوده كه در طي زمان، ارزش مزبور مي تواند داراي ناهنجاري هاي مثبت ( حالت سيلابي يا پرباراني ) و ناهنجاري هاي منفي ( خشكسالي ها ) باشد.

مطلوب ترين روش تركيبي متغيرهاي بارش ودرجه حرارت روش پالمر است. ضريب پالمر به اين دليل جهاني است كه درجه حرارت و بارندگي بصورت نرمال درتمام فصول وهرگونه اقليم بطور ثابت عدد صفررا نشان مي دهد. بعلاوه دردوره هاي طويل المدت شديدترين خشكسالي غيرمعمول ضريبي درحدود 6- بدست مي دهد. بدون اينكه درجه خشكي يا مرطوب بودن وضعيت اقليمي منطقه اي كه مورد مطالعه است درآن نقشي داشته باشد
روش پالمر بطور گسترده در آمريكا و بعضي ديگر از نقاط جهان استفاده مي شود. اين روش از نظر محاسبات رياضي ساده ولي طولاني و خسته كننده است. اگر محاسبات با دست انجام شود وقت زيادي گرفته شده و كار به آهستگي پيش مي رود ولي در صورت دسترسي به كامپيوتر محاسبات خيلي سريعتر و ارزان تر انجام مي شود.
روش پالمر بيشتر براي تجزيه و تحليل هاي اقليمي مناسب است و در عمليات مزرعه كمتر مورد استفاده مي باشد. با وجود اين در خلال دوره اي كه يك خشكسالي بزرگ در حال وقوع و گسترش مي باشد اين ضريب وسيله خوبي براي ارزيابي روزانه توزيع منطقه اي خشكسالي و درجات گوناگون شدت خشكي است. در آمريكا اين ارزيابي بصورت هفتگي در وضعيت هاي بحراني خشكسالي انجام مي شود.

روشهاي تحليل جريان

اين گونه تحليل ها كه بطور كلي بر روي جريانهاي سطحي، مخازن آب، درياچه ها و سفره هاي آب زيرزميني صورت مي گيرد، تحت عنوان خشكسالي هيدرولوژيك قلمداد شده و مورد مطالعه قرار مي گيرد. به همين جهت داده هاي مربوط به كميت جريان رودخانه ها در اين مطالعات از اهميت اساسي برخوردار است. داده هاي مورد نياز، سطح و جريان رودخانه و تداوم دوره هاي بدون جريان را شامل مي شود.
در كل مطالعات خشكسالي هيدرولوژيك بر روي رواناب ساليانه، حداكثر جريان سالانه يا دوره جريان حداقل متمركز مي شود. مهمترين تحليلها در اين رابطه، تحليل طول دوره اي است كه جريان، زير يك آستانه مشخص باقي مانده و حجم كسري رواناب زيرآستانه را ايجاد كرده است، در شرايطي كه آب يك رودخانه براي آبياري يا تهيه آب بدون استفاده از هرگونه مخزن ذخيره، كافي نباشد، تحليلهاي جريان حداقل، مهمترين عامل بشمار مي آيد.
قبل از هرگونه تحليل سريهاي مربوط به مقادير هيدرولوژيك مانند حداكثر جريان سالانه يا ميانگين جريان سالانه، بررسي كيفيت داده ها و استفاده از همه اطلاعات قابل دسترس، ضرورت دارد. در صورتي كه بنا به عللي سريها داراي نقص باشند. بايد به استفاده از روشهاي مربوطه، داده ها گم شده را بازسازي نمود.

روش تحليل داده هاي بارندگي

اين روش جزءعمومي روشهاي تحليل خشكسالي بشمار مي رود. علت اين امر دسترسي راحت تر و آسانتر به انواع داده هاي بارندگي در بخشهاي مختلف كره خاكي است. از طرفي مقادير بارندگي جزءبي ثبات ترين متغيرهاي آب و هوايي مخصوصا" در مناطق خشك محسوب مي شود و از اين جهت مي تواند شاخص خوبي براي مطالعه خشكسالي باشد. از طرف ديگر بارشهاي جوي در واقع مهمترين متغيري است كه تغييرات آن بطور مستقيم در رطوبت خاك و جريانهاي سطحي، مخازن زيرزميني و … منعكس شده و بنابراين اولين برداري است كه مي تواند در مطالعه هر حالتي از خشكسالي مورد توجه قرار گيرد. شاخصهاي مختلفي براي مطالعه خشكسالي از اين ديدگاه، ابداع و ارائه شده است. ساده ترين اين شاخصها، ميانگين بارندگي درازمدت به عنوان يك عدد آستانه است كه مقادير بارندگي در زمانهاي مورد مطالعه نسبت به آن سنجيده و ارزيابي مي شود. از ديدگاهي ديگر محاسبه درصد بارش نسبت به ميانگين درازمدت بارندگي مي تواند شاخص ديگري باشد كه ارقام آستانه آن مي تواند ارزشهاي مختلفي به خود گيرد كه براساس آن شدتهاي مختلف خشكسالي و فراواني آنها محاسبه شود. استفاده از انحراف معيار، شدت خشكسالي طبقه بندي شده و محاسبات لازم بر روي آنها صورت مي گيرد.

در اين ميان استفاده از شاخص توزيع استاندارد يكي از شاخصهاي اساسي در مطالعه تغييرات حول مركز بشمار مي آيد كه محاسبه آن نيازمند داشتن ميانگين و انحراف معيار درازمدت مقادير بارندگي براي دوره هاي مورد مطالعه است. شاخص دهكها و صدكها نيز شاخصي است كه عمدتا" مورد استفاده محققان استراليايي قرار گرفته است. دهكها و صدكهاي يك نمونه، مقداري است كه وقتي داده ها از كوچكترين تا بزرگترين مقدار مرتب شدند حداقل مقدار مشخصي مثلا" 10 درصد مشاهدات منطبق براين مقدار يا در سمت چپ (زير) آن و حداقل 90 درصد از مشاهدات منطبق بر اين مقدار يا در سمت راست (بالاي) آن باشند. در اين شاخص، محدوده هاي هر دهك از توزيع منحني فراواني تجمعي يا هر نظام معيني از داده ها محاسبه مي شود. از اينرو اولين دهك مقدار بارندگي است كه از كمترين10 درصد كل تجاوز نمي كند، دومين دهك مقداري است كه از20 درصد كل تجاوز نكرده و به همين ترتيب ادامه پيدا مي كند. دهك پنجم يا ميانه مقداري است كه از 50 درصد رخدادها تجاوز نمي كند. محدوده دهكها محدوده ارزشهاي بين دهكها هستند.

روشهاي تحليل سينوپتيكي

مطالعه در مورد آب و هواشناسي ديناميكي رخداد خشكسالي توجه زيادي را به خود جلب نكرده است. در اين زمينه تانهيل توزيع بارندگي بر روي ايالات متحده آمريكا را به وسيله مرجع قرار دادن سيستمهاي پرفشار اقيانوس اطلس مطالعه نموده است. به نظر وي اين عامل بطور وسيعي مقدار باران آمريكا را تحت كنترل خود دارد ( تانهيل درسابرامانيام ، 1967 ) بوند (1960 ) نيز تحليلهاي خشكسالي را در آمريكاي شمالي، با مرجع قراردادن ويژگيهاي گردش عمومي ناحيه عنوان نموده است. وي دريافت كه گردشهاي آنتي سيكلوني در مناطق معتدل نيمكره شمالي و جنوبي بطور مستقيم در جريان هوا و وقوع خشكسالي اثر مي گذارد ( بوند در سابرامانيام ، 1967) براوروكاوس ( 1991 ) به بررسي شرايط سينوپتيكي و فيزيكي خشكسالي در يك منطقه مفروض پرداخته اند. نتايج بررسيهاي آنها نيز نشان ميدهد كه رخداد اين پديده دررابطه مستقيم با گردش عمومي جو و نحوه استقرار مراكز فشار مي باشد.
روش استفاده از اطلاعات ژئومورفولوژيك و تاريخي
اطلاعات تاريخي كه از خاطرات، رسوم خانوادگي ساكنين و از نشانه هاي ژئومورفولوژيك ازقبيل واروهاي گلي (مربوط به سيستم فرسايش يخچالي) و ساير پديده هاي ژئومورفولوژيك محيطهاي قديمي به دست مي آيد، رخدادهاي پديده هاي طبيعي گذشته ازجمله خشكسالي را بيان مي نمايد. معمولا" خاطراتي همچون كاهش شديد ميزان محصولات يا ميزان بارندگي در سالهاي گذشته به دليل اثري كه در جوامع می گذارد، در ذهنها باقي مي ماند ولي متاسفانه اين گونه اطلاعات بيشتر ايام حالت مكتوب به خود نمي گيرد.
سفرنامه هاي سياحان و مكتشفان اوليه و مهاجرين مستعمرات نيز مي تواند اطلاعات ذيقيمتي را دربرداشته باشد. همچنين، بررسيهاي باستان شناسي مي توانند روش ديگري براي مطالعه خشكساليهاي گذشته باشند. بعد از جمع آوري مدارك و اسناد چگونگي ربط آنها به مسائل خشكسالي از اهميت خاصي برخوردار است. معمولا" يافتن تابعهاي تبديل براي گفته ها، خسارتهاي كشاورزي و اجتماعي و ارتباط آنها به بارش ساليانه و جريانها در طي دوره هاي باراني مساله پيچيده اي محسوب مي گردد.

مهمترين خشكسالي هاي رخ داده در جهان

درجنوب صحرا اندازهگيري هاي اقليمي از سال1900 شروع شده است. خشكسالي سالهاي 1910تا 1915 كه با قحطي طولاني معروف است، به نام (تاسبان ) به معني بيچاره گي و بدبختي در تقويمها آمده است و در آفريقا در اين سالها بارندگي تا 50 درصد و يا بيشتر كم شده بود. خشكسالي سالهاي 1940 تا 1949 در سال 46 - 45 يكبار قطع شد و اين سالها را به عنوان (سالهاي بيرون راندن جانوران براي كاستن نانخور ) عنوان كردهاند.
پتي مر و همكاران (1994) وضع مونسون را در آفريقا وآسيا و هند مشابه مي داند. خطوط بارندگي 100 تا 150 ميليمتر در شمال مناطق نيمه خشك ومنطقه اثر مونسون حدود 5 تا7 درجه نسبت به 20000 سال پيش اختلاف دارند. در همه جا يك حد زماني سرد و خشك دراآ، 12000تا 20000 سال پيش (ميلادي) عنوان شده است و در اين سالها خط هم بارش 100 ميليمتري به 13 درجه شمال ميرسد، ساوان 10 درجه به سمت شمال جابجا شد. دبي نيل سفيد كم شد و رسوبهاي تبخيري در سودان بر جاي گذاشته شد. ربعالخالي در عربستان، راجستان در هند و تبت در اين سالها نيز يك دوره خشكسالي را گذراندند (بين 15000 تا 22000 سال پيش از ميلاد ) در هولوسن بارندگي اين مناطق تا 400 ميليمتر افزايش يافته است و در ساحل صحرا به 200 تا 300 ميليمتر رسيد و خط هم بارش 100 ميليمتري تا 5 درجه به جنوب رانده شد. در سالهاي 4000 تا 5000سال قبل از ميلاد مجددا" يك دوره خشكسالي در اين مناطق حد واسط برقرار شده است. در جنوب، يعني در منطقه گينه و سودان، ضرر كمتر بوده، چه بارندگي عادي در آنجا كه حدود 1200 تا 1000 ميليمتر بود و بارندگي دورههاي خشك به 600 تا 400 ميليمتر يا كمتر مي رسيد.
كنيا در سالهاي 1985-1984 در اثر كمي بارندگي خشكسالي حادي را پشت سر گذاشت. محصول گياهي به خصوص علوفه كم شده و تا حد قحطي پيش رفت. سال قبل از آن شرايط باراني عادي بود ولي در بعضي از ايالات كنيا كمبود باران محسوس بود، لذا دامداران آمادگي خشكسالي سال 1984 را نداشتند. در اين سال در فصل بارندگي به غير از منطقه غرب درياچه ويكتوريا و ساحل اقيانوس هند باران كم آمد. بنا به نظرپونسه (1974) در ابتداي خشكسالي نيجريه مردمي كه در شمال عرض13 درجه شمالي زندگي مي كنند بيش از همه خسارت ديدهاند. دامدارها از توليد محصول شير و گوشت و درآمد محروم شدند. در جنوب اين عرض، كشت و كار ادامه يافت ولي كشتهاي باراني متوقف شد. محصولات كشاورزي داخلي و صادراتي پايين آمد و كمبود مواد ظاهر شد.

منابع

1- براتيان، علي، عوامل هواشناسي در تعيين وقوع خشكسالي با استفادة از مدل اسكالوگرام مطالعه موردي ايستگاه همدان، كنفرانس خشكسالي كرمان، اسفند 1379.
2- پرهمت، جهانگير، بررسي خشكسالي و ترساليها، كنفرانس خشكسالي كرمان، اسفند 1379.
3- جاماب، طرح جامع آب كشور، جلد اول، وزارت نيرو تهران، 1368.
4- حجاريزاده، زهرا، مدل پيشبيني خشكسالي دركرمان، كنفرانس خشكسالي كرمان، اسفندماه 1379.
5- حسنيها، حسينعلي، بررسي وضعيت خشكسالي، 1379
6- خليقي سيكارودي، شهرام، پهنهبندي ضريب كريكر در ايران، پاياننامه كارشناسي ارشد دانشگاه منابع طبيعي كرج، 1374.
7- دين پژوه، يعقوب، بررسي و پيشبيني خشكسالي با توجه به توزيع بارشهاي ماهانه(آذربايجان)، پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تبريز، 1372.
8- رستميفر، فريبا، مسئله خشكسالي در دهة 1990، مجلة نيوار، بهار 1379.
9- سازمان جنگلها و مراتع كشور، بحران خشكسالي در ايران، فصلنامه جنگل و مرتع، شمارة 46.
10- سايت سازمان هواشناسي .WWW. IRIMET.NET
11- سلاجقه، علي، برآوردهاي دبيهاي پيك سيلابي در حوزههاي كوچك ايران، پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشكده منابع طبيعي كرج، 1373.
12- عليزاده، امين، مفهوم هيدرولوژي خشكساليها و روشهاي پيشبيني آن، مجله نيوار دورة جديد، 64 - 57.
13- فرجزاده، منوچهر، خشكسالي در ايران ( با استفاده از برخي شاخصهاي آماري )، مجلة علمي پژوهش دانش كشاورزي، شمارةهاي 1و 2، جلد پنجم.
14- فرجزاده، منوچهر، خشكسالي و روشهاي مطالعه آن، فصلنامه جنگل و مرتع، شمارة 22، صفحه 28-22، سال 1375.
15- فرجزاده، منوچهر، طرح اقدام ملي بيابانزدائي و تعديل اثرهاي آن، كنفرانس خشكسالي كرمان، اسفند 1379.
16- قاسمپور، فرنوش، تجزيه و تحليل منطقهاي سيلاب در غرب مازندران، پاياننامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت مدرس، 1374.
17- قطرة ساماني، سعيد، بررسي خشكسالي در استان چهارمحال و بختياري، اسفند 1379.
18- كمالي، غلامعلي، و نيكزاد، محمود، شاخصهاي هواشناسي كشاورزي نيوار سازمان هواشناسي كشور، 1368.
19- كمالي، غلامعلي و نيكزاد، محمود، شاخصهاي هواشناسي در خشكسالي كشاورزي، مجله نيوار، صفحه 19-9، زمستان 1378.
20- مرادي ،حميدرضا، جزوه درسي احياء مناطق خشك و بيابانی، دانشگاه تربيت مدرس، 1380.
21- مونيك، منگنه، انسان و خشكي، ترجمة دكتر احمد معتمد، انتشارات دانشگاه يزد.
22- نيكپور، علي، بررسي خشكسالي در چند حوزه أبخيز استان مازندران، سمينار كارشناسي ارشد أبخيزداري، دانشگاه تربت مدرس،1380، 42ص.
23- وفاهخواه، مهدي، شناخت عوامل مؤثر در خشكسالي، كنفرانس خشكسالي كرمان، اسفند 1379.
24- يونسكو، روشهاي محاسبه دبيهاي حداقل، ترجمه حسين سراجزاده، وزرارت جهاد سازندگي، تهران 1372.
25- Decon . E . L . & etal . Enoporation & The Waterbalance .
26- Charles R. Hart. & Bruce B. Carpenter , Toxic Range Plants and Drought, Drought Managemen Series, RLEM No. 5 – 9/98.
27- Domeisen, N. Disaster, Threat to social development, Stop Disaster, The IDNDR Magzin, No. 23, Winter General, Switerlands, 1995.
28- G . T . Miller , Environmental Sciences , Wods Worth Pob . Belment 1997 California.
29- Karen arms , Nvironmental Sciences , Staunders College Pub 1990 Florida.
30- Larry Howery, Rangeland Management Before, During, and After Drought, The University of Arizona Cooperative Extension, 7/99 AZ1139.
31- Linsley , p.k . & J.B. Franzini , 1987, Water Resources Eng . Mc - Crow Hill.
32- Oliver . S . Owen & Daniel D . Chiras , Natural Resouces , Aimon & schuster , publications Co , 1995.
33- Reece, P.E.,J.D.Alexander III, andJ. R. Johnson. 1991. Drought management on range and pastureland: a handbook for Nebraska and South Dakota. University of Nebraska Cooperative Extension publication EC 91- 123.
34- Subahmagan , v. p. Incidenceands Pread of Continental Drought Wmo/ IHP Progect Report No 2 , 51 P , 1967.
35-Thornthwaite . C.W , Climate & Moisture Conservation Annal So of Assoc Amer , Geogrs , 37 ( 2 ) : 87-100.

****************************************************************************************

با تشکر از دوست عزيزم جناب آقای مهندس خدری بابت ارسال اين مقاله بدينوسيله بار ديگر آمادگی خود را جهت درج مقالات ارزشمند علمی و تخصصی شما عزيزان در اين وبلاگ اعلام می دارم.
همچنين بازديد از مجموعه نوشتارها و آمارهای آن لاين سازمان هواشناسی کشور در خصوص خشکسالی در ايران را به علاقمندان توصيه می کنم.








........................................................

Copyright  © 2001 - 2005
Farnush Ghasempour
hyd_student@yahoo.com

 

 

 

وبلاگ دکتر معين

 

نرم افزار های رايگان

WEPP & GeoWepp

Hec-Hms & GeoHms

Hec-Ras & Georas

Hec-DssVue

Hec-ResSim

TR-55 , win

TR-20 , win

EPANET

SWMM

AGNPS

BASIN

AGWA

SWAT

SITES

 

 

دروس آنلاين

Hydrology for schools

Hydrology

Hydrogeology

Ground Water Eng

Colorado Hydrology

Maidment Hydrology

GIS for Watersheds 

Geomeric & GIS Hyd

Water Res. Systems

Numerical Skills

Comp Meth. in Hyd r

ANN & FL in Hyd r

Adv. Sub Surf. Hyd r

HydroInformatics

 

 

 

 

 

 


 چو ايران نباشد تن من مباد
پاينده ايران

 

  سايتهای ايرانی

پرزيا دزرت

رودهای ايران

مرکز آمار ايران

مرکز سنجش از دور

پژوهش وزارت علوم

مرکز تحقيقات کارست

تحقيقات باروری ابرها

وزارت جهاد کشاورزی

کميته ملی سدهای بزرگ

سازمان مديريت منابع آب

سازمان هواشناسی ايران

مطالعات آب و محيط زيست

بانک اطلاعات محيط زيست

کميته ملی آبياری و زهکشی


 

 

  اطلاعات عمومی

نتکده

مدرسه وب

پرزين لرن

استاد آنلاين

نشر علوم

آموزش HTML

ديکشنری صائب

مترجم آنلاين پارس

کلوپ دانشگاه کردستان

 



Danshjoo List